تبلیغات
حاکمیت - طوایف كرد
 
حاکمیت
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : .کرد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 19 اسفند 1390 :: نویسنده : .کرد

 حاج امیر خان کرد

 

در سال 1294 در روستای سنگان بدنیا آمد پدرش سردار بهروزخان نام داشت که خود سردار قوم کرد میربلوچ زهی و سهراب زهی بود در دوران کودکی در روستای نازیل به مکتب رفت و قران را نزد ملا غوث آموخت وی همچنین بوستان و گلستان و مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری رباعیات خیام دیوان شاه نعمت الله ولی و منطق الطیر عطار را از حفظ بود وی با علمای مشهور بلوچستان همچون علامه شهداد مسکانزهی مولوی عبدالعزیز ساداتی مولوی عبداعزیز ملا زاده و مولوی محمد عیسی شهنوازی ارتباط و دوستی داشت و از این طریق توانست روستای خودش یعنی سنگان را بیست و هفت سال مهد دین در سرحد کند مردم برای قضاوت و داوری از خاش تمندان پشتکوه و میرجاوه بدانجا می آمدند و او با مهربانی از آنها استقبال کرده و مشکلشان را حل می نمود وی قبل از اینکه سردار باشد یک عالم دین بود و بعلت علاقه زیادی که به سرزمین وحی داشت به محمد مصدق تلگراف و بعد از چهل و هشت ساعت اجازه خروج از کشور به وی داده شد سردار حاج امیرخان در راه مکه از سرزمین های عراق اردن فلسطین عبور کرده و از راه حجاز وارد عربستان گردید در نتیجه این سفر بیش از یک سال طول کشید و با این سفر توانست مردم سرحد را برای رفتن به حج تشویق کند وی با تلاش فراوان توانست دومین مدرسه خاش بنام داریوش را در روستای سنگان تاسیس کند و به همین سبب بسیاری از جوانان بلوچ این روستا توانستند با تحصیل سرنوشت سرزمین خود را خود بدست بگیرند تواضع و صداقت از ویزگی های وی بود سرانجام در سحرگاه هیجدهم آذر سال هزارو سیصدو شصت و نه دار فانی را وداع گفت و در آرامگاه ابدی اش در روستای سنگان به خاک سپرده شد .

کردهای ساکن بزمان وزابلی

                                   

 

گروهی از کردها که از نوادگان میرافضل کرد می باشنددر حال حاضر در منطقه زابلی و

 

بزمان از توابع شهرستان سراوان و ایرانشهر زندگی می کنند این کردها که در این منطقه بیشتر به

 

میر مشهور میباشند از نسل دو برادر به نامهای میرجلال خان و میرشهبازخان هستند که

 

هر دو فرزندان میرکریم میباشند ( میر کریم فرزند میراولیا فرزند میرزا خان فرزند

 

میرغلام شاه فرزند میرافضل فرزند میرزا خان فرزند میریحیی ) میباشد این کردها که

 

از ساکنان سرحد خاش میباشند پس از آنکه اجداد آنها به دلیل در گیری بر سر حکومت

 

و کشته شدن یکی از آنها توسط پسر عمویش به بزمان و نزد بزرگان میر بزمان که از

 

 بستگان و نسبت خویشاوندی با آنها داشتند مراجعه و در آنجا سکنی گزیدند میر جلال

 

زهی ساکن سرحد میباشد ) 2- رشید خان ( مادرش از طایفه بامری میباشد ) 3- عوض

 

 خان (

 خان دارای چهار پسر گردید به نامهای 1- میربلوچ ( که مادر وی از طایفه یارمحمد

 که او نیز با رشید خان هم مادری میباشد ) 4- علی خان ( مادرش از بزرگان

 

 میر و از شاخه سهرابزهی ساکن بزمان می باشد )

 

کردهای ساکن بزمان وزابلی  اغلب از نظر شناسنامه ای با فامیلهای – کرد –کردزابلی- کورد – کردنیا –

 

 کرد نسب – کردزاده – کرد بزمان – میرسجادی – سجادی – میرزاده – حسینی –

 

 مشهور میباشند .

 

در زمان قاجاریه حکومت مرکزی تسلط چندانی بر بلوچستان نداشته است. فقط قسمت هایی از مکران کنونی در اختیار دولت قاجار بوده اند. سفر نامه فرمانفرما از شاهزادگان قاجار به این منطقه بیانگر این مطلب است. در این زمان فرمانفرما سرحد را منطقه حکومت سردار سعید خان(سیدخان) وسردار مدد خان کرد می داند. این ها گویی فرزند و پدر بوده اند. میرزا مهدی خان سرتیپ قاینی در کتابچه سیاحت نامه بلوچستان می گوید که با سردار سعید خان کرد ملاقات نموده و وی در آن زمان تازه به حکومت رسیده بود. سعید خان در این زمان بعد از پدرش سردار مدد خان  حکومت سرحد را در اختیار گرفته است. تاریخ جنگ بین آقا خان محلاتی حاکم یزد و فرمانفرما حاکم کرمان را به خوبی به یاد دارد. آقا خان که گویی غیر شیعه بوده است در یزد ادعای استقلال می کند و با فرمانفرمای کرمان که شاهزاده ی قاجار است درگیر می شود. این جنگ به نفع فرمانفرما تمام می گردد و آقا خان متواری شده به سرحد پناه می آورد. در این زمان حاکم سرحد سعید خان کرد او را پناه داده و یاری می کند تا حکومت از دست رفته اش را بدست آورد. سعیدخان که رابطه نزدیکی با اقوام براهویی حاکم کلات و سنجرانی حاکم سیستان داشته لشکر بزرگی ترتیب می دهد که در آن زمان به توپ مجهز بوده اند . این لشکر به کرمان حمله کرده و کرمان را تصرف می نمایند. با تصرف کرمان آقاخان محلاتی برای مدتی خود را حاکم کرمان می نامد تا اینکه پس از بازگشت لشکریان بلوچ سپاه قاجار که از دیگر نواحی جمع آوری شده اند به کرمان حمله کرده و آن را تسخیر می نمایند. بدین ترتیب تا مدتها بین سپاه قاجار و بلوچها درگیری های سختی روی می دهد. و عملا در تمام این مدت بلوچستان( سرحد ) مستقل از دولت قاجار عمل می نماید. در نهایت پس از جنگ های فراوان دولت قاجار به سرداران سرحد پیشنهاد صلح می دهد. برای مصالحه 14 تن از سرداران سرحد(کردها ) به قلعه ایرانشهر فراخوانده می شوند و عهد می گردد که به آنها هیچ  آسیبی نخواهد رسید. عده ای از بلوچهای خائن نیز تضمین می دهند. در نهایت با توطئه قاجار این سرداران در قلعه ایرانشهر به شهادت می رسند و لی باز هم تا عهد رضاخان عملا سرحد منطقه تاخت و تاز طوایف بلوچ بوده و با قوانین آنها اداره می گردیده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.