تبلیغات
حاکمیت - علی بیک خان و بزرگانی از ایرندگان
 
حاکمیت
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : .کرد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
جمعه 21 بهمن 1390 :: نویسنده : .کرد

 

 

مادرعلی بیک دخترمیرزهری از بزرگان زمان خودبنام بی بی شمس خاتون است بی بی شمس خاتون دارای چهاربرادربنام های. جنگی .مراد.گزابیک.ودوست محمد وتعداد4خواهردیگر بنام بی بی زمرد که همسرمیراله داد  که بی بی زمرد مادر بزرگ طایفه اله دادزهی ایرندگان می باشد وهمچنین خواهردیگرکه همسرمیرنصرت حیدرزهی ومادر بزرگ طایفه حیدرزهی  می باشد میرنصرت شخصی بزرگ ودلاوری درزمان خودویکی از بازوان میرزهری ودوست محمدبوده که دلاورانه درکناردوست محمد کشته می شود می توان گفت علک زهی ها با دو طایفه فوق پسرخاله هم هستند وزهری زهی ها پسردایی آنان بعداز اعزام ارتش از خاش به ایرندگان بعد از حکومت نادرشاه از طرف داراخلافه کرمان شخصی بنام میردراخان بامری به حکومتی ایرندگان مامورومدت کوتاهی حکومت می نماید دراین میان ازطرف به زهری بی احترامی صورت می گیرد که بخاطر آن حاکم وهمسرش توسط دوست محمد فرزند زهری به قتل میرسد ازطرفی همسرگزابیک دخترمیررودین برهانزهی است که نامبرده سردار میرزابادخاش بود اختلاف خانوادگی به وجود می آید که براثراین اختلافات گزابیک ومراد توسط رودین کشته می شوند بعدازمدتی دوست محمد بخاطرخون خواهی برادرانش دست به انتقام زده رودین را به قتل می رساند لذا بعد از کشتن حاکم .میردرا.دوست محمد خان فرزند میرزهری .دایی علی بیک .حاکم ایرندگان وقلعه می شود محمدخان کرد از نوادگان میرغلام شاه وازبستگان میرجمال است ونسبت فامیلی هم بامیردرا ورودین هم داشته ولی از وصلت جمال با دخترزهری باخبرنبوده محمدخان اعلام جنگ با دوست محمدبخاطر رودین ودرا می نماید درنتیجه بعدازمدتی قرارصلح می گذارند که متاسفانه بعداز صلح دوست محمد .میرنصرت حیدرزهی.اله دادوتعدادزیادی از مردم غیور ایرندگان دلاورانه کشته میشوند یعنی درزمان صلح از طرف گروه مقابل که مهمان دوست محمد بوده اند خیانت صورت می گیرد وقسم وصلح را زیرپا می گذارند واز خانواده زهری بجز خودش وسه دختر وتعدادی کودک/1-3/ساله کسی دیگر باقی نمی ماند وتنها نوه زکورایشان علی بیک که حدود20-16ساله بوده درهمین مدت هم جمال که برای سفری به سرحد رفته درهمانجا فوت می  نماید

 

.قاتلین اجساد را تحویل نمی دهند. در این زمان بی بی شمس خاتون به پدر همسرش مصریخان و بستگان جمال پیغام می فرستد که خانواده و بستگانش توسط فامیل نزدیک او به قتل رسیده اند و سوگوار هستند و موضوع را شرح میدهد . مصریخان همراه تعدادی از بستگان جهت تدفین اجساد و دلجویی از عروس و پدر عروس و وصلتکاران خود و بانارضایتی  از مهاجمین به ایرندگان می آید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.